عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

589

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

از زشتيها ) خوددارى نتواند ، و اگر ناگاه ترسى بر آن تازد كناره‌گيرى از كارش فرو گيرد و اگر امنيّت به روى دامان بگسترد غرورش بربايد ( و از راه بدر رود ) و اگر اندوهى به روى رسد بيتابى رسوايش سازد و اگر مالى پيدا كند دارائى سركشش كند ، و اگر نداريش بيازارد و بگزد گرفتارى خود مشغولش كند ، و اگر گرسنگى بفشارش گذارد ناتوانى از پايش در افكند و اگر سيريش از اندازه بگذرد پرى شكم آزارش دهد ، بنا بر اين ( اين گوشت پارهء عجيب در هيچ حالى به حال اعتدال نيست و ) و هر تقصيرى به حال آن زيان دارد و هر افراطى باعث فساد و تباهيش گردد ( لكن باتمام اين اوصاف اگر اين بشر دستورات الهى را كار بندد و دل را دل شناسد و عوارض و زنگهاى انانيّت از آن بدايد آئينه‌اش صافى گردد از اخلاق رذيله رنگى به خود نگيرد ) . الفصل الثانى و السبعون حرف اللام باللام الثابتة بلفظ لن ممّا ورد من حكم امير المؤمنين علىّ بن ابي طالب عليه السّلام فى حرف اللّام باللّام الثّابتة بلفظ لن قال عليه السّلام فصل هفتاد و دوّم از آنچه كه وارد گرديده است 2 از حكمتهاى حضرت امير المؤمنين علىّ بن ابي طالب عليه السّلام در حرف لام بلام ثابتة بلفظ آن حضرت عليه السّلام فرمودند : 1 لن يفوز بالجنّة الّا السّاعى لها : هرگز ببهشت نخواهد رسيد مگر كسى كه براى آن بكوشد ( و كردار نيك را سرمشق خويش قرار دهد ) . 2 لن ينجو من النّار الّا التّارك عملها : هرگز از دوزخ نرهد جز كسى كه عمل را ترك گويد ( يعنى اعمال زشتى كه بواسطهء آنها سزاوار دوزخ رفتن مىشود كنار گذارد ) . 3 لن يلقى جزاء الشّرّ الّا عامله : هرگز جزاى بد نبيند مگر كسى كه بد كننده باشد . 4 لن يلقى جزاج الخير الّا فاعله : هيچگاه نيكى را جزا نيابد مگر كسى كه نيكوكار باشد . 5 لن تلقى الشرّه راضيا : هرگز شخص پر حرص را راضى نخواهى ديد . 6 لن تلقى المؤمن الّا قانعا : مؤمن را نخواهى ديگر مگر قانع . 7 لن تلقى العجول محمودا : شتابكار را هيچگاه ستوده كار نخواهى ديد . 8 لن يصفوا العمل حتّى يصحّ العلم : عمل هيچگاه